من هم از طرف جوجوی زیر زمینی به این بازی دعوت شدم. فقط به خاطر دل تنگ تو بازی کردم!
اعتراف اول: الیوت جون من اعتراف می کنم که اجی مجی بلد نیستم!
اعتراف دوم: آقای تقی لو من تست های امتحان هندسه تحلیلی رو داشتم...خانم کامکار من سوالهای امتحانهای میان ترم رو کش رفته بودم...خانم ...(نمی دونم چی چی) من امتحان پرورشی سال اول دبیرستان همه رو از روی جزوه نوشتم چون اون قدر درستون مزخرف بود که اصلا لای جزوه رو هم باز نکرده بودم ...
اعتراف سوم: یه بار لیلی زنگ می زنه به یه شماره رند:
صدای پشت تلفن:الو بفرمائید...
لیلی: سلام روزتون بخیر من همسایتون هستم...
صدای پشت تلفن:سلام حال شما...
لیلی:ممنون ببخشید می خواستم بپرسم اگه میشه ببینید از شیر ابتون اب میاد؟
صدای پشت تلفن:خواهش می کنم شما مراحمید یه لحظه صبر کنید...
...
صدای پشت تلفن:بله اب میاد
لیلی: پس چی انتظار داشتید چی بیاد نوشابه ... ![]()
![]()
![]()
صدای پشت تلفن:...(این قسمت به دلیل بد اموزی سانسور شد!)


اعتراف چهارم: کسائی رو که دوسشون دارم تا حالا بهشون نگفتم:"دوستت دارم!"
اعتراف پنجم: من قضیه ویروس رو به زهرا گفتم و این تنها دروغی بود که بهت گفتم.
من هم از دو ستان زیر دعوت میکنم در این بازی شرکت کنند.
ببخشید زیاد شد ولی من از بچگی عادت دارم تو بازی ها جر بزنم![]()
از دوستانم هم که این بازی رو کرده اند:
*لیلای قاصدک*




