تبليغاتX
بي سرزمين تر از باد

یک روز سخت و شیرین ... یک روز بیاد ماندنی ...

+ سکوت شکسته شده ليلای قاصدک در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385 ثانیه های فرباد 9:41 |

 

]\/[ Ξ ਮ Я Д Ð       :)

بادبادک من اسیر طفل بازیگوش توست!

جوجوکوچولوی در حال رشدم،

روز کودک مبارک!

یادمون نره قول دادیم که کوچولو بمونیم.

*لیلی شیطونک*

+ سکوت شکسته شده ليلای قاصدک در یکشنبه شانزدهم مهر 1385 ثانیه های فرباد 8:22 |

 «آشپز که دو تا شد آش یا شور میشه یا بی نمک »

اگه موقع انتخاب واحد ،هر درسی که می خوای بگیری درست همون موقع پر بشه...

اگه از شیش تا درس که می خوای بگیری هفت تاش امتحانشون با هم تداخل داشته باشه...

اگه  درست قبل از رفتن تو اتاق استاد برا گرفتن نمره پاسی، اونقدر ازش عصبانی باشی که برای سپاس بابت تمام محبتهایی که در طول ترم ازت دریغ نکرده،فحش کم بیاری ...درست همون موقع برگردی ببینی استاده پشت سرت بهت خیره شده و  داره بهت لبخند می زنه...

اگه از اول ترم تو همه ی کلاسا شرکت کنی و تنها جلسه ای که غیبت کردی استاده حضور غیاب کنه و از رو همون نمره بده...

اگه تو سایت 1 ساعت منتظر بشی کامپیوتر گیرت بیاد 6 ساعت رو پروژت کار کنی ...تو یه ثانیه جناب محترم مسئول سایت یهو! تصمیم بگیره همه کامپیوترا رو خاموش کنه (یعنی همه ش پر!!!)

اگه کیف و همه وسایلاتو بزاری تو کتابخونه و بری بیرون .همون روز به دلایل مشکلات فنی( آخرش نفهمیدیم مشکلات فنی کتابخونه چی می تونه باشه؟) کتابخونه تعطیل بشه و یه قرون پول هم برا رفتن به خونه نداشته باشی...

اگه یک ساعت تو صف طویل غذای سلف بایستی و همین که نوبتت رسید غذا تموم بشه...

 

شاید با خودت بگی : "  شانسه دیگه...اگه قرار باشه دو تا تیر آهن از آسمون بیفته یکیشون میخوره تو سر من اون یکیشم وا میسته تو نوبت ،که بعدا بخوره تو سرم !!! "

 

ولی من پیشنهاد می کنم به قانون مورفی ایمان بیاری تا خیلی حرص و جوش نخوری. می خوای بدونی قانون مورفی چیه؟

 

 ادوارد مورفی  یکی از مهندسین نیروی هوایی آمریکا بود.سال 1947 طی آزمایشی برای سنجش مقاومت بدن انسان در مقابل شتاب زیاد  ، روی بدنه یکی از تکنسین ها مامور شد تا 16 شتاب سنج را روی بدنه موشکی نصب کند. شتاب سنج ها می توانستند به دو صورت مختلف نصب شوند که البته فقط یک صورت آن صحیح بود .نتیجه آن شد که تکنسین مورد نظر هر 16 شتاب سنج !!! را اشتباه نصب کرد و آزمایش با شکست کامل مواجه شد.چند روز بعد طی یک مصاحبه مطبوعاتی آقای مورفی قانون خود را به صورت زیر اعلام کرد:« اگر برای انجام کاری تنها دو راه وجود داشته باشدو یکی از آنها به فاجعه ای منجر شود و هر کدام از دو راه بتوانند انتخاب شوند همیشه راهی که به فاجعه منجر می شود انتخاب خواهد شد.» یک فرد می گوید :«اسم این قانون برای اولین بار حین تحویل پروژه درس برنامه سازی پیشرفته به گوش خورد». یکی از قسمت های برنامه با اینکه قبلا درست کار     می کرد هنگام تحویل پروژه شروع کرد به مخالف خوانی و خروجیهایی چاپ کرد که اصلا از آن انتظار نمی رفت . آقای دکتر لبخندی زد و گفت :«مشمول قانون مورفی شده است». و او نیز زیاد از قانون مورفی خوشش نیامد !

حتما می پرسید کاربرد این قانون در کجاست؟ کافی است به اطرافتان نگاه کنید : همه جا پر از کاربرد قانون مورفی است . علامت Ç را روی نوارهای ویدئویی دیده اید؟ علت وجود این فلش قانون مورفی است. اگربه کسی که قبلا با دستگاه ویدئو آشنایی نداشته ، یک نوار بدون فلش بدهید تا در داخل دستگاه بگذارد مطمئنا این کار را درست انجام نخواهد داد . اگر به کانکتورهای پشت کامپیوتر دقیق شده باشید می بینید که هیچکدام از آنها به صورت مستطیل ساخته  نشده اند بلکه همه به شکل ذوزنقه هستند تا برای برقراری اتصال فقط یک راه وجود داشته باشد . مثالهای دیگری هم از این دست وجود دارند : مثل نوشته های «از اینجا باز کنید » روی در کارتون ها یا ... .

پس از اینکه ادوارد مورفی قانون خود را به صورت نقل شده مطرح کرد ، صورتهای دیگری از این قانون توسط اشخاص دیگر بوجود آمدند . چند مثال از این قوانین که همه به شکلی همان قانون مورفی هستند :

* هر چیزی که بتواند اشتباه  کند ، اشتباه خواهد کرد.

* هیچ چیزی به آن اندازه ای که در نگاه اول به نظر می رسد ، آسان نیست.

* اگه یک نان کره ای به زمین بیفتد ، احتمال اینکه از طرف کره ای آن به زمین بخورد ، نسبت مستقیم با قیمت فرش دارد !

* هر چیزی را که دنبالش می گردید ، در آخرین جایی که دنبالش گشتید ، پیدا می کنید البته این واضح است چون وقتی چیز مورد نظرتان را پیدا کردید دیگر دنبالش نمی گردید .

* هر چیزی را به حال خودش بگذاری ، میل دارد از بد به سوی بدتر برود– شاید بتوان گفت که این نشان دهنده ی تمایل جهان به بی نظمی است.

* و بالاخره « آشپز که دو تا شد ، آش یا شور می شود یا بی نمک !»

این ضرب المثل دقیقا قانون مورفی را بیان می کند به این صورت که اگر دو آشپز داشته باشیم ، برای نمک ریختن آن ها چهار حالت وجود خواهد داشت. شیوه ی درست ،برای نمک ریختن آنها این است که یکی از آشپزها نمک بریزد و دیگری نمک نریزد.شیوه ی غلط آن است که هردو آشپز نمک می ریزند یا هیچکدام نمک نریزند.

 قانون مورفی می گوید در چنین موردی که بین این دو شیوه حق انتخاب وجود دارد همیشه شیوه ی غلط انتخاب خواهد شد پس آش یا شور می شود یا بی نمک.ممکن است به ذهن شما هم رسیده باشد که ضرب المثل مطروحه خیلی پیش از بیان شدن قانون مورفی در زبان فارسی وجود داشته باشد .شاید بهتر باشد به جای قانون مورفی مثلا بگوییم قانون آشپزها . ولی به هر حال تاثیری در نتیجه ی کار نخواهد داشت.

در آخر قانون مورفی یک چیز به ما می گوید برای انجام هر کار فقط یک راه باقی بگذارید ، راه صحیح را . عده ای معتقدند که مورفی آدم خوش بینی بود.(شاید هنوز هم هست!!!)

 

 

 

+ سکوت شکسته شده ليلای قاصدک در دوشنبه دهم مهر 1385 ثانیه های فرباد 10:42 |
 

این مسخره نیست که بزرگترین کلید روی کیبرد در واقع هیچی تایپ نمی کنه؟!
من هیچ وقت نفهمیدم این منم که گاهی خواب می بینم یا خوابی هستم که من می بیند؟
نمی دونم از خستگی سردرگمم یا از سردرگمی خسته؟
زندگی آیا درون سایه هامان رنگ می گیرد یا که ما خود سایه های سایه های خویشتن هستیم؟
شب سایه ی روح سیاه کیست؟

*لیلای قاصدک*

+ سکوت شکسته شده ليلای قاصدک در دوشنبه سوم مهر 1385 ثانیه های فرباد 8:11 |