تبليغاتX
بي سرزمين تر از باد

بي سرزمين تر از باد

من یک قاصدکم! ای باد ای بی سرزمین به کدامین دیار می روی از پی من که من بی سرزمین تر از بادم!

خداحافظ

... شب تاریک و دراز ادامه دارد تا خورشید جوانش طلوع کند ...

هیچ چیز تمام نشده بود . هیچ پایانی به راستی پایان نیست . در هر سرانجام مفهوم یک آغاز نهفته است. چه کسی می تواند بگوید "تمام شد" و دروغ نگفته باشد ؟

باز می گردم همیشه باز می گردم ... مرا تصدیق کنی یا انکار ... مرا سرآغازی بپنداری یا پایان ... من در پایان پایان ها فرو نمی روم . مرا بشنوی یا نه مرا جستجو کنی یا نکنی ... من مرد خداحافظی همیشگی نیستم ... باز می گردم همیشه باز می گردم ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 21:38  توسط ليلای قاصدک  |